مقدمه: موزهها، فراتر از دیوارهای سنگی
روز جهانی موزه و میراث فرهنگی در سال ۱۴۰۵، برای ایرانیان و اهالی فرهنگ، رنگ و بویی متفاوت از سالهای گذشته دارد. اگر روزگاری این مناسبت، صرفاً مجالی برای جشن گرفتن تمدن دیرینه بود، امروز به روزی برای «سوگ» و «پایداری» تبدیل شده است. موزهها در تعریف مدرن، تنها مخزن اشیای عتیقه نیستند، بلکه ضربان قلب هویت ملی و شناسنامه بینالمللی یک ملتاند. اما وقتی سایه شوم جنگ بر سر این شناسنامهها سنگینی میکند، پرسش بزرگ این است: میراث فرهنگی ما در کجای جغرافیای دیپلماسی جهانی ایستاده است؟
زخمی بر پیکره تمدن بشری: فاجعه تخریب آثار ملی و جهانی ایران
در جریان تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران (اسفند ۱۴۰۴)، آنچه بیش از پیش قلب هر ایرانی و فعال حوزه گردشگری را به درد آورد، هدف قرار گرفتن عامدانه مناطقی بود که طبق کنوانسیونهای بینالمللی (از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه) باید «مناطق امن» باقی میماندند.
تخریب بخشی از بناهای ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو و آسیب به موزههای محلی در استانهای مختلف، تنها آسیب به «سنگ و گل» نبود؛ بلکه تلاشی نافرجام برای حذف حافظه تاریخی یک ملت بود. این حملات نشان داد که استکبار جهانی، نه تنها با قدرت سیاسی و نظامی ایران، بلکه با «ریشه»های این تمدن کهن نیز سر ستیز دارد. جایجای خاک ایران، از تختجمشید تا بافتهای تاریخی اصفهان و شیراز و موزههای مرزی، شاهد جنایتی بودند که فراتر از مرزهای سیاسی، «میراث مشترک بشریت» را نشانه رفت.
از گردشگری تا مستندنگاری بحران
برای پایگاه خبری تخصصی همچون «مهماننامه فردوسی»، این برهه زمانی، فصلی تازه در رسالت خبری گشوده است:
۱. مستندسازی تخریب: امروز وظیفه رسانه، ثبت دقیق خسارات وارده به آثار باستانی برای ارائه در مجامع حقوقی بینالمللی است. هر خشت فروریخته، یک سند محکومیت برای متجاوزان است.
۲. احیای روحیه ملی: میراث فرهنگی، ریسمان اتصال نسلهاست. در شرایط پس از جنگ، تاکید بر بازسازی و حفاظت از موزهها میتواند به بازیابی نشاط اجتماعی و اعتماد به نفس ملی کمک شایانی کند.
۳. دیپلماسی میراث: استفاده از ظرفیتهای بینالمللی برای محکومیت تخریب آثار فرهنگی ایران، مسیری است که رسانههای تخصصی باید با تعامل با کارشناسان جهانی هموار کنند.
چالشها و افق پیشرو
ما در «مهماننامه فردوسی» بر این باوریم که صنعت گردشگری ایران، گرچه بر اثر جنگ آسیب دیده، اما ریشه در خاکی دارد که هزاران سال تلاطم را پشت سر گذاشته است. چالش اصلی ما در سال ۱۴۰۵، انتقال این پیام به جهان است که: «میراث ایران زنده است، حتی اگر بر تن آن جای زخم گلوله و ترکش باشد.»
میراث، سنگر اول ماست
روز جهانی موزه، امسال برای ما روز تجدید میثاق با «فردوسی» بزرگ است که فرمود: «بناها کند سازد از باد و باران گزند». اگرچه بمبها و موشکهای دشمنان (آمریکا و رژیم صهیونیستی) دیوارهایی را فروریخت، اما شکوه فرهنگ ایرانی در موزههایی که در دل هر ایرانی بنا شده، گزندی نخواهد دید. وظیفه ما در رسانه، صیانت از این «شکوه ماندگار» و افشای چهره ضدِ فرهنگی متجاوزانی است که با خاک و پیشینه ما درافتادهاند.
29
ارديبهشت
دیدگاه خود را بنویسید